سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
314
تاريخ ايران ( فارسى )
تمدن يونانى در آسيا گرديد . نيز همانطور كه كيفيت جغرافيائى يونان بر مردم آن اثر كرده باعث تشكيل دول متعددهء عليحدهاى در آن خاك گرديد كه سكنهء آن داراى استقلال نفس و بعلاوه فطرتا دريانورد بودند ، در مقدونيه وسعت خاك و بعد مسافت آن از دريا و خوبى وسائل ارتباطيه و زيادى نعمت و ثروت سبب شد كه ملت واحدى از كشاورز و گلهدار و شبان در تحت ادارهء يكنفر پادشاه در آنجا تشكيل يافت و صحيح گفتهاند كه وقتى كه مقدونيه شروع بعمليات بزرگ خود نمود از حيث اوضاع سياسى كيفيت يونان را در اعصارى كه همر وصف آن را نموده داشته است . تاريخ قديم مقدونيه وقايع تاريخ قديم مقدونيه عبارتست از مساعى حكمرانان جلگهها كه نسبتا متمدن و يحتمل يونانى الاصل بودند براى اينكه قبايل كوهستانى را مطيع كنند و در تحت تربيت و انتظام درآورند . حقيقت اين است كه از احوال آن كشور خبرى نداريم تا زمانيكه ايرانيها پس از جنگ سيستان ( سكاها ) آمينتاس « 1 » را در تحت اطاعت خود درآوردند كه در آن زمان او چنان كه در فصل چهاردهم مذكور داشتيم پادشاه آن ولايت بود . هرودوت در كتاب خود نقل مىكند كه اولين سفراى پارسى كه به دربار آمينتاس رفتند در ضيافتى كه بخاطر ايشان داده شده بود بپادشاه اصرار ميكردند كه مخدرات خود را حاضر كند . پسر پادشاه كه اسكندر نام داشت از اين بىحرمتى غضبناك شد . چون ايرانيها مست شدند در عوض زنها جوانهائى مسلح بخنجر حاضر كردند و آنها پارسيهاى جسور را با ملازمان ايشان به هلاكت رسانيدند . بعد براى جلوگيرى از مفاسدى كه قتل اشخاص براى آن كشور توليد ميكرد لازم بود تدابير و چربزبانيهاى بسيار به كار برده شود ولى آن بدست وارث آمينتاس ( اسكندر ) با موفقيت انجام گرفت . توضيح اينكه چون هيئتى از طرف پادشاه ايران براى تحقيق فرستاده شد او خواهر خود را برئيس آن هيئت بمزاوجت داد . همين كه لشكركشى بزرگ پارس شروع شد اسكندر كه جانشين پدر شده بود به پارسيها ملحق گرديد اگرچه به قدر امكان از
--> ( 1 ) - Amyntas